تبلیغات
سکوتی برای همیشه... - در 25 سالگی...

سکوتی برای همیشه...

اِنسانم آرِزوست...

داشتم به این فکر میکردم که این وب تا کی با من همراهه.... دیدم این وبم از دستم خسته بشه... میهن بلاگ هم بخواد منو بندازه بیرون من نمیرم....
حتی وقتی 25 سالمم بشه .....وقتی از سر کار اومدم خونه.... خسته و کوفته مثل همیشه میام میشینم گوشه اتاقم این لب تاپ رو بر میدارم میزارم رو اون قالیچه قرمز سرمه ای یه ظرف از خیار های تازه هم کنارش و شروع میکنم اول نظراتمو میخونم بعدش طبق معمول میرم وب دوستان  ( همه ی اونایی که لینک کردم) رو چک میکنم... بعدشم اگه مامانم بذاره یه آپ کوچولو هم میکنم...
تا اون موقع خیار هام تموم شدن....   :)
.
.
.
.
هعی.... دلم یه حواس درست و حسابی میخواد یه آپ خوب بذارم.... حتی 2 کلمه.....
.
.
.
پ.ن : دلم یه مسافرت میخواد.... 
.
.
.
.
پ.ن2: یه بنده خدایی هم که اصلن به ما دیگه هیچ جوره اهمیییت نمیده.... قهری؟؟؟  ( بنده خدا الان هرکی اینو بخونه به خودش شک میکنه)
.
.
.
.
پ.ن3 : هوووووووووم....  :)
.
.
.
.
 پ.ن4 : ارادتمند : سکوت آبی  :)

نوشته شده در پنجشنبه 1391/11/5 ساعت 11:43 توسط سکوت آبی نظرات |


Design By : Pichak